تبلیغات
وب امین - طنزی جالب از زندگی
 
وب امین
درباره وبلاگ


به وب شخصی من خوش آمدید.

مدیر وبلاگ : امین بغیازی
نویسندگان
نظرسنجی
شما طرفدار کدام تیم هستید؟



**********لطفا تا آخر بخوانید**********

تفکر

 

و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست !!!

 


خدا خر را آفرید و به او گفت: تو بار خواهی برد،

از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد.

 و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود.

 و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود

و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.

خر به خداوند پاسخ داد:

خداوندا! من می خواهم خر باشم،

 اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است.

پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم

 و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد...

 

******************************************

 

خدا سگ را آفرید و به او گفت:

 تو نگهبان خانه انسان خواهی بود

 و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد.

 تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد

و سی سال زندگی خواهی کرد.

 تو یک سگ خواهی بود.

سگ به خداوند پاسخ داد:

 خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است.

 کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد...

 

******************************************


خدا میمون را آفرید و به او گفت:

 و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید

 و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد

 و بیست سال عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی بود.

میمون به خداوند پاسخ داد:

 بیست سال عمری طولانی است،

 من می خواهم ده سال عمر کنم.

 و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.

 

******************************************


و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت:

تو انسان هستی.

 تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین.

 تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی

 و سروری همه موجودات را برعهده بگیری

و بر تمام جهان تسلط داشته باشی.

 و تو بیست سال عمر خواهی کرد.

انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم،

 اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است.

آن سی سالی که خر نخواست

آن پانزده سالی که سگ نخواست

و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده.

و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد...

و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند…!!!

و پس از آن،ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند

مثل خر زندگی می کند ، و مثل خر بار می برد…!!!

و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند،

 پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند،

نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد...!!!

و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛

 از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود

و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند...!!!

و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست !!!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 فروردین 1396 05:26 ب.ظ
Hi there! I could have sworn I've been to this
website before but after checking through some
of the post I realized it's new to me. Anyways, I'm definitely glad I found it and I'll
be bookmarking and checking back frequently!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

خدا را دریاب

مجید یحیایی-عشق شیشه ای

download this music

کد آهنگ

 
 
بالای صفحه